Sunday, November 21, 2010
Sunday, November 07, 2010
حواران سوخته
امروز بعد از سال ها اومدم و سری زدم به این حوارستان. البته قبلش داشتم تو فیس بوک نگاه می کردم کیا رفتن و کیا هستند - یعنی کجا هستند. به طور واقعی داغونیم یعنی ترکیدیم.
به ما میگن یک نسل زنده سوخته. اون عکس های معصومانه ی استاد در عنفوان جوانی با اون تریپ های مسخرش که الان دیگه مزه ی سابق رو نداره رو که نگاه می کردم نمی دونستم دارم می خندم یا گریه می کنم.
Sunday, December 18, 2005
5 Damned Released
This site is modern ostad oriented.
To visit post modern havar oriented go to 5damned.
Wednesday, March 30, 2005
آغاز
تبريكي رنگارگ براي كسي غير از رنگارنگ خودمان
تو میروی وز هر کران خلقی به فریاد و فغان ای کافر نامهربان آخر مسلمانی است این
Monday, March 28, 2005
Saturday, March 26, 2005
ديوانه
معروفتر از من به جهان نیست خردمند پس بسته چراام به چنین جایی مجهول
نه خفته نه بیدار نه دیوانه نه هشیار نه مرده و نه زنده نه برکار و نه معزول
Thursday, March 24, 2005
Tuesday, March 22, 2005
شعر خشكيده
همه چيز محيا براي فيض رساني استاد در دور تازه ... وي
استاد در اعتراض به شعور كم دانشجويان براي صندليها خالي سخنراني كرد
ساعت معروف ، هنوز منتظر استاد و باتري پر
كيف نو استاد در پشت يكي از حواران كه مسئول نگهداري از آن و انزاليات داخلش است
آغلي نارنجي براي گوسفند استاد
استاد در حركتي نمادين پله هاي ترقي را طي كردند
استاد و كوله ، به اتفاق هم به مطالعه مسائل روز مي پردازند
بدون شرح
استاد و ماشين رنگارنگ
اپيدمي كفش استاد در سطح حواران
رضا ژا... دستت درد نكنه سي دي را آوردي
Sunday, March 20, 2005
دقیقه های لجنزاری
اولا توجه شما ر ابه تاریخچه ای از این انزال حضرتاستاد جلب می کنم :
یک روز استاد وارد سایت دانشکده شدند و با دقت استادگونه خود ناگهان برآشفتند, چرا که ساعتی را دیدند که با مهری هر چه تمام تر باتریش تمام شده بود واین سبب شد که استاد به یاد لحظات انزال افتاده و تفی بر این دنیای لجنزار کرده(البته توجه داشته باشید که استاد با ادب هیچوقت تف نمی کنند , جهت نشان دادن عمق فاجعه گفتم ) از اینکه این لجنزار به یک ساعت هم رحم نمی کند افسوس خوردند . در این لحظات سرنوشت ساز برای بشریت بود که استاد دچار رعشه های شدیدی شدند که ناشی از مرگ مقزی ایشان بود. بله درست حدس زدید , تنها علاج استاد , انزال یک خروجی ( یک تف فرهنگی , هنری , روووشنفکری ) بود , که سبب ساخته شدن یک ساعت جدید شد.
در زیر عکس ساعتی را می بینید ( در دولحظه , با یک زمان)که مارک آن استاد را بیش از پیش رنجاند. این همان ساعت روووشنفکری است که هنوز بی باتری مانده است.
کفش رنگارنگ با مارک استاد
Friday, March 18, 2005
ديداري نو با استادي كهنه
“
در ضمن ظاهرا همان گروهي كه استاد را سر كار گذاشته بودند با وقاحت تمام در قسمت كامنتها از قول استاد با ادب و با نزاكت ما ، شروع به فحاشي به برخي فعالين كرده و قصد ايجاد نفاق بين استاد و حواران را دارند ، اينها همانها هستند كه جنبه فضاي باز سياسي و آزادي مدني و استقلال حواري را ندارند.
نمونه يك پيروي كوركورانه و دنبالروي سنتي كه با توجه به رهبري استاد در اين حركت ، شنيع بودن آن قابل توجيه است
حركت اصلاحي حواران در رفع پيروي كوركورانه و تبديل آن به يك اسكورت شيك و مدرن
استاد و رنگارنگ پشت كرده به يك جوي آب سنتي
Wednesday, March 16, 2005
استاد آمد
هنوز هيچ گروه تروریستی مسئوليت اين عمليات شنیع و ضد استادي را قبول نكرده است.
متاسفانه در آن لحظات خطير بنده و يكي ديگر از حواران در اينترنشنال مشغول صرف خوراكيهاي رووشنفكرانه بوديم واز اين قبيل اعمال ننگ آميز هيچ اطلاعي نداشتيم. 2word هر گونه عمليات از اين دست را محكوم كرده و ضمن خير مقدم به استاد مُقزي عزيز آرزومند سالي خوب و خوش ازبراي استاد و حواران مي باشد.
در ضمن رضا ، ژا... سي دي آفيس من بر دار بيار.
Monday, March 14, 2005
استاد در گِل مانده
بار ديگر استاد نشان داد كه اهل عمل است و در هر جا مخصوصا لجنزارها مقاومت كرده و دست از هدايت گري و روووشنگري ملت بر نمي دارد. نكته ديگر اينكه به علت بار فكري شديد استاد در آن لحظات سرنوشت ساز براي انسانيت و روووشنفكري و احتمالا مرگ مقزي آن لحظات ، استاد بوسيله تراكتور از لجنزار بيرون آورده شده است. خبرنگار افتخاري هم كه همراه استاد بوده و ظاهرا بر اساس خرابكاري وي استاد به گل نشسته است ، دوباره دچار مرگ مقزي شده و آثار آن در وبلاگ منحوس بازتكرار شده است.
عكسي كه در زير مي بينيد به صورت غيررسمي به دست ما رسيده و ما پس از كلي كار پردازش تصوير روي آن موفق به شناسايي استاد در آن شده و در گوشه تصوير با توجه به كلاه معروف استاد وي كاملا قابل تمايز با ديگر انسانها شده است.
Saturday, March 12, 2005
اين مردك داره حال مي كنه
از اون خبرنگار افتخاري هم خبري نيست. احتملا در كنار اون مردك داره خوش مي گذراند.
به ياد كوله قبلي كه با آمدن نو دور افتاده شد ، مثل ما
استاد در حال خارش چشم مبارك
صحنه اي از پوست اندازي مقدماتي استاد در قالب پوسته موبايل
استاد در حال انزال آواز
استاد در حال خريد مواد غذايي براي دست و پا زدني نيرومندانه در لجننزار دنيا
استاد در حال remote انزالينگ در كنار يكي از حواران
النظافه من الايمان
بدون توضيح
آثار تخريبي استاد بر حواران
ليوان نسكافه رنگارنگ
Thursday, March 10, 2005
اين عيد سنتي هم مبارك
ما را غمي فراگرفته تمام ناشدني. غمي به بزرگي و عظمت دنيا. استاد از پيش ما رفته و ما تنها و سرگردان بايد به جنگ اين سنتهاي قديمي و مسخره برويم.
از استاد چه خبر ؟
آخرين خبرها از ديده شدن استاد در مناطق عملياتي و جنگي جنوب كشور بوده است. متاسفانه از خبرنگار اعزامي 2word به همراه استاد خبري در دست نيست و وي احتمالا دچار مرگ مقزي گشته و در حال سپري كردن دوران نقاهت اين مرگ است. باري به هر جهت ما را از مزگ نترسانيد كه استاد با ماست. متاسفانه توجه شما را به آخرين عكس استاد هنگام ترك ما با لبخندي روووشنفكرانه جلب مي كنم.
حوارپا
Tuesday, March 08, 2005
به یاد استاد که از بین ما رفت
استاد مقزی
توجه دارید که اینجا استاد با زیبایی زیادی از صنعت تلمیح و ایجاز و کنایه و ... درصحبتها و نصایح خود استفاده کرده اند. در اینجا منظور از 5 کتاب همان یک مشت کتاب است که مشت هم از 5 انگشت تشکیل می شود.
در ضمن استاد در مورد مضامین و نوع کتابها صحبتی نکرده اند و این سبب شده است که بعضی کج اندیشان سو استفاده کرده و هر نوع کتاب را با این انزال تاویل کنند, اما بر روووشنگران عزیز واضح و مبرهن است که منظور استاد 5 کتاب روووشنفکری یا شعر مقزی می باشد.


