Sunday, December 18, 2005

5 Damned Released

This site is modern ostad oriented.
To visit post modern havar oriented go to 5damned.

Wednesday, March 30, 2005

آغاز

به مناسبت سالگرد تولد يك حوار
تبريكي رنگارگ براي كسي غير از رنگارنگ خودمان



تو می‌روی وز هر کران خلقی به فریاد و فغان   ای کافر نامهربان آخر مسلمانی است این

Monday, March 28, 2005

دوست

من دوست دختر ندارم
استاد

Saturday, March 26, 2005

ديوانه


معروف‌تر از من به جهان نیست خردمند        پس بسته چراام به چنین جایی مجهول
نه خفته نه بیدار نه دیوانه نه هشیار                نه مرده و نه زنده نه برکار و نه معزول

Thursday, March 24, 2005

اميد

"همه شب در اين اميدم ،
         كه نسيم صبحگاهي ،
                      به پيام آشنايان ،
                                  بنوازد آشنا را"

Tuesday, March 22, 2005

شعر خشكيده

در پي آزار و اذيتهاي چند وقت گذشته ، استاد آنقدر حرص خورد كه شعرش خشك شد. شاهد اين ماجرا هم پستهاي اخيرشان است كه به نقل قول و كپي پيست از ديگر روووشنفكران تبديل شده است. براي باروري مقزي مجدد استاد دعا كنيد. در ضمن فعاليتهاي لجنزاري استاد بار ديگر شروع شده است. به گزارش تصويري توجه كنيد :

همه چيز محيا براي فيض رساني استاد در دور تازه ... وي


استاد در اعتراض به شعور كم دانشجويان براي صندليها خالي سخنراني كرد


ساعت معروف ، هنوز منتظر استاد و باتري پر


كيف نو استاد در پشت يكي از حواران كه مسئول نگهداري از آن و انزاليات داخلش است


آغلي نارنجي براي گوسفند استاد


استاد در حركتي نمادين پله هاي ترقي را طي كردند


استاد و كوله ، به اتفاق هم به مطالعه مسائل روز مي پردازند


بدون شرح


استاد و ماشين رنگارنگ


اپيدمي كفش استاد در سطح حواران


رضا ژا... دستت درد نكنه سي دي را آوردي

Sunday, March 20, 2005

دقیقه های لجنزاری

در پی پستهای اخیر استاد گرانمایه در باب ساعت و کار نکردن آن بر خود واجب دانستیم تا ضمن تفسیر و روووشن کردن منظور استاد در این پست به حواران سلامی گفته باشیم.

اولا توجه شما ر ابه تاریخچه ای از این انزال حضرتاستاد جلب می کنم :
یک روز استاد وارد سایت دانشکده شدند و با دقت استادگونه خود ناگهان برآشفتند, چرا که ساعتی را دیدند که با مهری هر چه تمام تر باتریش تمام شده بود واین سبب شد که استاد به یاد لحظات انزال افتاده و تفی بر این دنیای لجنزار کرده(البته توجه داشته باشید که استاد با ادب هیچوقت تف نمی کنند , جهت نشان دادن عمق فاجعه گفتم ) از اینکه این لجنزار به یک ساعت هم رحم نمی کند افسوس خوردند . در این لحظات سرنوشت ساز برای بشریت بود که استاد دچار رعشه های شدیدی شدند که ناشی از مرگ مقزی ایشان بود. بله درست حدس زدید , تنها علاج استاد , انزال یک خروجی ( یک تف فرهنگی , هنری , روووشنفکری ) بود , که سبب ساخته شدن یک ساعت جدید شد.

در زیر عکس ساعتی را می بینید ( در دولحظه , با یک زمان)که مارک آن استاد را بیش از پیش رنجاند. این همان ساعت روووشنفکری است که هنوز بی باتری مانده است.




کفش رنگارنگ با مارک استاد


Friday, March 18, 2005

ديداري نو با استادي كهنه

در اولين روز رسمي از نظر حوارها از سال نوي سنتي ، آنها موفق به ديدن استاد مقزي عزير شده و در اولين گامهايي كه ايشان براي اعتلاي فرهنگ و ارتقا روووشنفكري برداشتند ، همراهي ايشان را نصيب خود كردند. حواراني كه در اين حركت نو روووشنفكرانه استاد را همراهي مي كردند با توجه به زوق زدگي بي حد و حصر از ديدار استاد ايشان را تا مقصد اسكورت كرده تا آنها نيز از دور دستي بر آتش روووشنگري داشته باشند.
در ضمن ظاهرا همان گروهي كه استاد را سر كار گذاشته بودند با وقاحت تمام در قسمت كامنتها از قول استاد با ادب و با نزاكت ما ، شروع به فحاشي به برخي فعالين كرده و قصد ايجاد نفاق بين استاد و حواران را دارند ، اينها همانها هستند كه جنبه فضاي باز سياسي و آزادي مدني و استقلال حواري را ندارند.

نمونه يك پيروي كوركورانه و دنبالروي سنتي كه با توجه به رهبري استاد در اين حركت ، شنيع بودن آن قابل توجيه است


حركت اصلاحي حواران در رفع پيروي كوركورانه و تبديل آن به يك اسكورت شيك و مدرن


استاد و رنگارنگ پشت كرده به يك جوي آب سنتي



Wednesday, March 16, 2005

استاد آمد

ساعت 19:30 جمعه 12 / 1384 استاد شهر و ديار خويش را به اميد ديدار حواران ترك گفته و ساعت 20:45 وارد لجنزار قديمي خود يعني تهران بزرگ شدند و با قدوم خود جاني دوباره در رگهاي مرده و لجني شده حواران دادند. متاسفانه در هنگام ورود استاد متوجه گشتيم كه گروه ملحد و منحوس استاد را دچار نحسي سيزده هنوز نيامده كرده و وي را حسابي سر كار گذاشته اند. طبق خبرهاي واصله طي يك عمليات تروريستي عده اي ضمن تماس با استاد و فريب اين استاد ساده ، لوح ، تمايل خويش را به استقبال از ايشان در فرودگاه ابراز كرده و گفته اند كه ما آمده ايم تو كجايي استاد. استاد هم گفته من هم آمده ام ، شما كجا اييد. اين درگيريهاي لفظي ادامه پيدا كرده و استاد مدتي را در فرودگاه مدرن مهرآباد سركار بوده تا اينكه با زكاوت مثال زدني خويش و پس از مشاهده ريشخند شدن توسط تروريستها با استقلال كامل راهي خانه و لانه و كاشانه خود شده اند.
هنوز هيچ گروه تروریستی مسئوليت اين عمليات شنیع و ضد استادي را قبول نكرده است.
متاسفانه در آن لحظات خطير بنده و يكي ديگر از حواران در اينترنشنال مشغول صرف خوراكيهاي رووشنفكرانه بوديم واز اين قبيل اعمال ننگ آميز هيچ اطلاعي نداشتيم. 2word هر گونه عمليات از اين دست را محكوم كرده و ضمن خير مقدم به استاد مُقزي عزيز آرزومند سالي خوب و خوش ازبراي استاد و حواران مي باشد.

در ضمن رضا ، ژا... سي دي آفيس من بر دار بيار.

Monday, March 14, 2005

استاد در گِل مانده

آخرين اخبار رسيده از يك منبع غير رسمي نزديك به استاد حاكي از به گِل نشستن استاد در لجنزارهاي كارون و اطراف آن در ديار استاد است. به گزارش اين منبع غير رسمي كه خواست نامش فاش نشود استاد تا زانو در گل و لجن فرو رفته و در كمال آرامش بدون هيچ گونه دست و پا زدن در اين لجنزار كه شبيه سازي لجنزار دنيا بود به هدايت روووشنفكران اطرافش پرداخت.
بار ديگر استاد نشان داد كه اهل عمل است و در هر جا مخصوصا لجنزارها مقاومت كرده و دست از هدايت گري و روووشنگري ملت بر نمي دارد. نكته ديگر اينكه به علت بار فكري شديد استاد در آن لحظات سرنوشت ساز براي انسانيت و روووشنفكري و احتمالا مرگ مقزي آن لحظات ، استاد بوسيله تراكتور از لجنزار بيرون آورده شده است. خبرنگار افتخاري هم كه همراه استاد بوده و ظاهرا بر اساس خرابكاري وي استاد به گل نشسته است ، دوباره دچار مرگ مقزي شده و آثار آن در وبلاگ منحوس بازتكرار شده است.
عكسي كه در زير مي بينيد به صورت غيررسمي به دست ما رسيده و ما پس از كلي كار پردازش تصوير روي آن موفق به شناسايي استاد در آن شده و در گوشه تصوير با توجه به كلاه معروف استاد وي كاملا قابل تمايز با ديگر انسانها شده است.



Saturday, March 12, 2005

اين مردك داره حال مي كنه

طبق آخرين اطلاعات به دست آمده اين مردك داره اونجا براي خودش حال مي كنه و هيچ توجهي به اين بندگان گرفتار در عشقش نداره. حالا كه اين طور شد چند تا عكس جديد ديگه ازش مي زنم تا بفهمه عشق يعني چي.
از اون خبرنگار افتخاري هم خبري نيست. احتملا در كنار اون مردك داره خوش مي گذراند.

به ياد كوله قبلي كه با آمدن نو دور افتاده شد ، مثل ما


استاد در حال خارش چشم مبارك


صحنه اي از پوست اندازي مقدماتي استاد در قالب پوسته موبايل


استاد در حال انزال آواز


استاد در حال خريد مواد غذايي براي دست و پا زدني نيرومندانه در لجننزار دنيا


استاد در حال remote انزالينگ در كنار يكي از حواران


النظافه من الايمان


بدون توضيح


آثار تخريبي استاد بر حواران


ليوان نسكافه رنگارنگ



Thursday, March 10, 2005

اين عيد سنتي هم مبارك

با عرض تبريك به مناسبت سال نو خدمت تمام حواران و استاد عزير.
ما را غمي فراگرفته تمام ناشدني. غمي به بزرگي و عظمت دنيا. استاد از پيش ما رفته و ما تنها و سرگردان بايد به جنگ اين سنتهاي قديمي و مسخره برويم.
از استاد چه خبر ؟
آخرين خبرها از ديده شدن استاد در مناطق عملياتي و جنگي جنوب كشور بوده است. متاسفانه از خبرنگار اعزامي 2word به همراه استاد خبري در دست نيست و وي احتمالا دچار مرگ مقزي گشته و در حال سپري كردن دوران نقاهت اين مرگ است. باري به هر جهت ما را از مزگ نترسانيد كه استاد با ماست. متاسفانه توجه شما را به آخرين عكس استاد هنگام ترك ما با لبخندي روووشنفكرانه جلب مي كنم.





حوارپا


Tuesday, March 08, 2005

به یاد استاد که از بین ما رفت

اول 5 تا کتاب بخوانید , بعد در مورد آثار من حرف بزنید.
استاد مقزی

توجه دارید که اینجا استاد با زیبایی زیادی از صنعت تلمیح و ایجاز و کنایه و ... درصحبتها و نصایح خود استفاده کرده اند. در اینجا منظور از 5 کتاب همان یک مشت کتاب است که مشت هم از 5 انگشت تشکیل می شود.
در ضمن استاد در مورد مضامین و نوع کتابها صحبتی نکرده اند و این سبب شده است که بعضی کج اندیشان سو استفاده کرده و هر نوع کتاب را با این انزال تاویل کنند, اما بر روووشنگران عزیز واضح و مبرهن است که منظور استاد 5 کتاب روووشنفکری یا شعر مقزی می باشد.

Sunday, March 06, 2005

استاد پوست مي اندازد

با خبر شديم كه چه عرض كنم ، خودمان بوديم و ديديم كه استاد طي يك عمليات محير العقولانه و برگزاري انواع آزمونهاي كشش ، تنش و بنجل بودن كوله پشتي ، توسط حواران ، اقدام به تعويض كوله پشتي خود كردند. حواران شاد باشيد كه رنگ كوله نيز تبديل به سياه شد. تنها رنگ ارضا كننده استاد. البته استاد ضمن تكذيب هرگونه ربط زماني مصادف شدن اين تغيير و تحول با اين ايام به اصطلاح عيد و نوروز كه استاد آن را به خاطر سنتي بودن حرام دانسته (حكم مقزي به زودي اعلام خواهد شد) از فضاي زياد اين كوله پشتي كه استاد را به وجد آورده بود براي مصارف روووشنفكري استفاده خواهد كرد ، از جمله حمل شعرهاي كيلومتري و دفاتر و ديوانهاي مقزي.



Friday, March 04, 2005

يك ربع مانده به استاد

با توجه به نزديك شدن به تعطيلات و اين عيد سراپا سنتي كه نحسي سنتي بودنش دامان حواران را نيز خواهد گرفت و بين آنها جدايي مي اندازد ، توجه شما را به پاره اي اندرزات از استاد و حواران جلب مي كنم :

تغيير و تحول نياز به روز خاصي ندارد ، در نتيجه از نوروز به عنوان سمبل تغيير و تحول در زندگي و جامعه ياد كردن پذيرفته نيست و عيد چيز مسخره اي است.

استاد مقزي

نرم شكم من است ، نه آن چيزي كه شما نرم افزاريها مي خوانيد

حضرت رنگارنگ

سخت هم ... من است ، نه آنچه شما سخت افزاريها مي خوانيد

نا معلوم

با كمال مسرت و خوشحالي متوجه شديم كه بنيانگذاران وبلاگ منحوس و منحرف 2 كلمه ها به راه راست هدايت شده و ضمن لينك دادن به ما لحن انتقاد گونه و تند خود را ابراز كرده و مورد استقبال حواران قرار گرفته و آماده همكاري با 2 كلمه هستند. از هدايت شده گرامي طبق ميل خودشان تقاضا دارم در ايام جدايي و فراق ، استاد را همراهي كرده و به تهيه عكس و گزارش از فعاليتهاي روووشنفكري ايشان بپردازند.

در ضمن بازي دوم را 9-2 باختيم. استاد 2 گل هم زد. نوروز نيز اينجا باز است. خبر نگار افتخاري هم قبول مي كنيم.

و اما استاد
توجه شما را به سه ربع از استاد جلب مي نمايم. يك ربع ديگر در راه است ...


Site Meter